نمی دونم مفهومو رسوندم یا نه :|

دیشب تولد بودم و طبق معمول کفش پاشنه بلند و تحرک بیش از حد خسته م کرد و منم که سالی یه بار می رم تولد بی جنبه بازی در می آرم و جنازه طور بر می گردم :| شب از خستگی و پا درد خوابم نمی برد.

از یه طرف داییم عمل کرده بود از درد خوابش نمی برد.

حالا امشب مامانم از خستگی دوندگی برای بیمارستان و ... خوابش نمی بره.


بعد یه خاک بر سرتِ عمیقی ندای درونم هی داره می گه :)) کلا خیلی دارم بیشعور می شم حس می کنم :| 😂

آندرومدآ ... ۵

ما تنبل نیستیم؛ از توانایی هامون به وقتش استفاده می کنیم.

 من رو معمولا با وجود اینکه کلی کتاب دارم و وقت خالی اگر بکشن کتاب نمی خونم. دوست دارما ولی حسش نیست :| 

اما کافیه در مضیقه باشم. مثلا کلاس زبان... وقتی داره گرامر درس میده... نه تنها کتاب می خونم بلکه با دقتی هرچه تمام تر نقد و تحلیل های وارد بر کتاب رو هم می خونم.


 فقط اینکه از 23 ام باید برم مدرسه و یه میلیون هم شهریه می گیرن :| خدایا کوشی پس بیبی؟؟

آندرومدآ ... ۳

به خودم رفته :))

سه سالشه. بهش می گم بگو "نازنین".

می گه "بَلَت نیستم بگم نازنین".

و من :||

آندرومدآ ... ۴

معجزه جیغ و بغل!

امروز داشتم می رفتم کلاس.. بابام رسوندم... کلا اعصاب نداشت -_- منم لب و لوچه آویزوون، اخما تو هم، عصبی! 

داشتم میگفتم حالا که ده دیقه زود اومدم بجا اینکه برم تو کلاس قفس طور بشینم و با بچه ها رسما چرت و پرت بگم، وایمیسم بیرون و بقیه کتابمو میخونم. (کتاب زوری!!)

وارد حیاط موسسه شدم دیدم یکی جیغ زد از اون بالا شالاپی افتاد تو بغلم. وقتی دیدمش یه جیغ دیگه خودم کشیدم و سفت بغلش کردم و شروع کردیم فحش دادن (دلتنگی فشار اورده بود :| ) .. بعد یهو دیدم یکی صدام میزنه از کنارش .. یه جیغ دیگه یه بغل دیگه :)) خلاصه ادم حالی میکنه رفقای قدیم و جدیدشو بااااهم می بینه :))) 

 این ترمم با 91 پاس شدم. خیلی عجیبه! چون هرچی سخت تر می شه و امتحانارو بدتر می دم نمره بهتری می گیرم! (اسپشیال گرل)

آندرومدآ ... ۳

اسیر شدیم به مولا ...

 بدنم آرومه؛ درونم یه طوفان واقعی! فکر می کردم مشکلم درس و مدرسه ست که پریشونم می کنه نگرانم می کنه اشکمو در میاره ولی الان که درس و مدرسه کمرنگ تر از هروقت دیگه ایه (ظاهرا!!) هنوزم از احساس آرامش خبری نیست. بعضی موقع ها واقعا فکر میکنم دنیا جای من نیست و باید به چیزای بی نهایت فکر کنم (دقیقا خدا!!) ولی سرگرم دنیا شدیم... من شاید از همه بیشتر. 

 کسی که روش نمیشه به خدا فکر کنه (از ترس اطرافیان) رو باید کشت دیگه مگه نه؟؟ :))

اینو سعی کردم با فونت خییییلی کوچیک بنویسم ولی عمدا هایلایتش کردم واسه عبرت (ـِ سایرین)

 من رد دادم؟ :| شما راحت بخوابید ولی توجه نکنید. شب بخیر :))

آندرومدآ ... ۱

یکی پاشه بره این کولرو خاموش کنه :|

 گاهی واقعا رنگ و بوی دغدغه ها یه جوری می شه که آدم ترجیح می ده با خودش حلش کنه.

 بنظر شما پاس شدم این ترمو؟ :|

 شما بین 1.جشن تولد همکلاسی تون و حضور دوستاتون 2.بیرون رفتن با دوستاتون کدومو انتخاب می کنید؟ پدر و مادر شریف بنده همیشه عادتشونه منو تو آمپاس بذارن :| البته ترجیح خودم به گزینه یکه چون در گزینه دوم بچه های جلفی داریم و ابروریزی می شود! :)) رفقای نابابی دارم خلاصه ؛)

آندرومدآ ... ۵

به خدا همه چیزو می گم...

درد اون کودک ، اسارت بود ، تفنگ بود ، نگاه دشمن بود ، چی بود که این جمله رو گفت نمیدونم

ولی 

درد من اینه که "ایران" افتخارمونه؛ وطنمونه؛ من بارها سعی کردم کشور دیگه ای رو دوست داشته باشم 

ولی

حسی که سرود ملی وطنم برام ایجاد میکرد رو حتی یک هزارمش سرود کشور دیگه ای برام ایجاد نکرد

ایران

افتخارمونه 

ولی

کسایی هستن

هستن کسایی که دارن لگدمالش میکنن

ایران 

شاید فقط یه اسم باشه

یه کلمه

کنار هم قرار گرفتن پنج واژه

اون چیزی که داره لگدمال میشه

قلب

و وجود هشتاد میلیون "انسانه"

ای کسایی که سرنوشتامونو گرفتید تو دستاتون مچاله می کنید

به کجا کشیدید ایرانو

ایرانیو

که دنیا باهاش دشمنه؟؟

این شاید خوب باشه

شاید بگید نشون از موفقیتامونه

ولی

درد بدتر اینه که موفقیتا رو ندیدن

یا دزدیدن

یا سرکوب کردن


#بسازیم_ایرانو_خونَمونه_خونِمونه


آندرومدآ ... ۴

Shame on me

 راستش تاریخ پستا رو می بینم... همش مال دوران امتحاناته... ینی خاک بر سرم که انقد عاشق درس و مدرسم!

 معدل ترم دومم 19.34 شد. خوب نیست ولی برا کسی که معدل ترم یکشو 19.00 شده و تمام طول سال (تا عید) میزون پیزون نبوده خوبه فکر کنم. ولی اقا... به همه دوستام حداقل 1.5 نمره ارفاق شده حالا به من بدبخت هیچی ارفاق نکردن :|| 4 تا درس تخصصیم همشون شدم 18.75.. لامصبا میمردین میدادین 19؟ اه :||

 قراااااااااره تابستون درس بخونم! (3 بار :))

آندرومدآ ... ۴

<<جام جهانی چشمات>>

من شانس ندارم؛ اگر یک جفت چشم شوم تو همان لعنتی می شوی که به من نه، به دیگری می نگرد؛ اگر هم به من بنگرد آن من، منِ بدشانس نیست، همان دیگریست که در چشم هایت غوغایی شگرف برپا کرده. مثل جنگ جهانی... مثل جام جهانی... مثل لذتِ بُرد... 

تو اگر چشم شوی، من آن طبیعت بکر با کوهستان های سنگی و آبشارهای دلفریب نمی شوم. من همان تکه زباله ای می شوم که با گذر ماشین از این سو به آن سو و با گذر آدم ها له می شود.

تو اگر چشم شوی من همان توپ چهل تکه ای می شوم که زیر پای ستاره ها نه، زیر پای بچه های کوچه پاس کاری می شود. تو چشم همان کودکی می شوی که دورخیز می کند برای شوت کردن من، برای له کردن من. 

من اگر چشم شوم تو همان توپی خواهی شد که تا آغوش دروازه می دود و من دروازه بانی که انگار کاپ جام جهانی را از دست داده باشد تا آغوش مادرم را با هق می دوم...

من اگر چشم شوم چشم های خودت می شوم... آن سیاهی موحش درون سفید روشن مطلق. شنیدی می گویند که خودم کردم که لعنت بر خودم باد؟ داستان من است... چشم های تو که به دیگری زل زده است...

من در وجود تو! ولی تو برای من؟ نه!



دعوت از هرکس که این پست رو میخونه از جمله زهرا، آنه، ستوده، آرین، نیلی، بهار(قهرم البته)، نسیم، miss bell، مائده و کلا همه :)
آندرومدآ ... ۱۰

وقتی در دوران امتحانات مستند زندگی پستانداران هم برات جذاب میشه...

 لب و لوچه آویزون، خاک بر سر، اشک در چشم، کتاب دینی تو دست، خیره به سقف، دهن باز:

وای دقت کردی چقققققد گچ بری های خونه مون خوشگلن؟

 امشب برای دومین دفعه توی عمرم کله پاچه رو امتحان کردم. اولین بار بچه بودم بابام مغزو کلااااا گذاشت تو نون بربری. جمعا اندازه یه کف دست شد و بی هیچ لطافتی کاملا چپوندش تو دهن من و منم وقتی اون مزه گس لعنتیشو حس کردم زدم زیر گریه و کاملا همرو پاچوندم بیرون :| و این شد که هیچ کس از اون به بعد در این مسئله بین من و کلپچ وساطت نکرد تا اینکه امروز منو گذاشتن در نقش مامور سر نرفتن کلپچ. و این شد که من تمام مدت با قیافه ای این چنینی >.< نگاه گوسفنده می کردم. و بالاخره تصمیم گرفتم یوخده کلپچ بخورم. در حد یه قاشق. ولی بالاخره آی دید ایت ^_^ ولی خیلی بدمزست جان من :( 

 البته ناگفته نماند که تا اومدم بزنم بر بدن، طوفان اومد و برق قطع شد :| #نحس

آندرومدآ ... ۱
متاسفانه وبلاگ قبلی به آدرس anothergalaxy.blog.ir به دلیل کهولت سن و آلزایمر نویسنده به ملکوت اعلی پیوست.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان