<<جام جهانی چشمات>>

من شانس ندارم؛ اگر یک جفت چشم شوم تو همان لعنتی می شوی که به من نه، به دیگری می نگرد؛ اگر هم به من بنگرد آن من، منِ بدشانس نیست، همان دیگریست که در چشم هایت غوغایی شگرف برپا کرده. مثل جنگ جهانی... مثل جام جهانی... مثل لذتِ بُرد... 

تو اگر چشم شوی، من آن طبیعت بکر با کوهستان های سنگی و آبشارهای دلفریب نمی شوم. من همان تکه زباله ای می شوم که با گذر ماشین از این سو به آن سو و با گذر آدم ها له می شود.

تو اگر چشم شوی من همان توپ چهل تکه ای می شوم که زیر پای ستاره ها نه، زیر پای بچه های کوچه پاس کاری می شود. تو چشم همان کودکی می شوی که دورخیز می کند برای شوت کردن من، برای له کردن من. 

من اگر چشم شوم تو همان توپی خواهی شد که تا آغوش دروازه می دود و من دروازه بانی که انگار کاپ جام جهانی را از دست داده باشد تا آغوش مادرم را با هق می دوم...

من اگر چشم شوم چشم های خودت می شوم... آن سیاهی موحش درون سفید روشن مطلق. شنیدی می گویند که خودم کردم که لعنت بر خودم باد؟ داستان من است... چشم های تو که به دیگری زل زده است...

من در وجود تو! ولی تو برای من؟ نه!



دعوت از هرکس که این پست رو میخونه از جمله زهرا، آنه، ستوده، آرین، نیلی، بهار(قهرم البته)، نسیم، miss bell، مائده و کلا همه :)
آندرومدآ ... ۱۰
نیـ ـلی
به به...چه چه! :)

بنویس دیگه

Anne Shirley
آخیییش یکی هم بالاخره از من دعوت کرد D: 
قبل امتحان نگارش بود فک کنم، اینقدر زور زدم بنویسم ولی نشد :| البته تو حموم که بودم یه متن خوب تو ذهنم اومد اما تا اومدم بیرون که بنویسم، همش پرید :/ فقط یادمه خیلی خوب بود :| 

:|

زِدْ عِِـچْ آرْ …
داداشم چالش تا 25‌اُمه
27‌اُم امتحان ریاضی دارم
الان که 22‌اُمه یه فصل بیشتر نخوندم اونم هنوز کامل نشده
بعدشم در جریان نمره های انشای من هستی دیگه ایشالا
پس علی رغم میل باطنیم دعوتتو رد میکنم داداش

گمجو

زِدْ عِِـچْ آرْ …
البنه دلیل اصلیش اینه که من عمراً بتونم مثل تو نیلی بنویسم یعنی عمراً بتونم عاشقانه بنویسم:|

البته گمجو

سها .ج
با منی؟!چی شده مگه؟
[با چیشمان درشت شده به اسکرین زل میزند]

رادیو بلاگیها رو سر بزن

نیـ ـلی
نوشتم داغان! :|

اورین

آقای هرمیت
یه ایل ای رو دعوت کردی D:
عه منم که هستم توشون D:

اره برادر بنویس

سجاد عبدی
دیگه انقدر بد شانس ؟!

بیچتر حتی

miss bell
خیلی قشنگ نوشتی و ممنون از دعوتت عزیزم
خوشبحالتون که تعطیل شدی اندرومدا

💜💜

نسیم 🍃
انقد درگیر کنکورم که وقت نمیکنم یه متن احساسی از خودم دَر وَکنم
همه ش فحش به جد و آباد کاظم‌قلم‌چی و یازمان سنجش و ... میچکه ازم 
مرسی از دعوت *_*

موفق باشی عزیزم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
متاسفانه وبلاگ قبلی به آدرس anothergalaxy.blog.ir به دلیل کهولت سن و آلزایمر نویسنده به ملکوت اعلی پیوست.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان