<<جام جهانی چشمات>>

من شانس ندارم؛ اگر یک جفت چشم شوم تو همان لعنتی می شوی که به من نه، به دیگری می نگرد؛ اگر هم به من بنگرد آن من، منِ بدشانس نیست، همان دیگریست که در چشم هایت غوغایی شگرف برپا کرده. مثل جنگ جهانی... مثل جام جهانی... مثل لذتِ بُرد... 

تو اگر چشم شوی، من آن طبیعت بکر با کوهستان های سنگی و آبشارهای دلفریب نمی شوم. من همان تکه زباله ای می شوم که با گذر ماشین از این سو به آن سو و با گذر آدم ها له می شود.

تو اگر چشم شوی من همان توپ چهل تکه ای می شوم که زیر پای ستاره ها نه، زیر پای بچه های کوچه پاس کاری می شود. تو چشم همان کودکی می شوی که دورخیز می کند برای شوت کردن من، برای له کردن من. 

من اگر چشم شوم تو همان توپی خواهی شد که تا آغوش دروازه می دود و من دروازه بانی که انگار کاپ جام جهانی را از دست داده باشد تا آغوش مادرم را با هق می دوم...

من اگر چشم شوم چشم های خودت می شوم... آن سیاهی موحش درون سفید روشن مطلق. شنیدی می گویند که خودم کردم که لعنت بر خودم باد؟ داستان من است... چشم های تو که به دیگری زل زده است...

من در وجود تو! ولی تو برای من؟ نه!



دعوت از هرکس که این پست رو میخونه از جمله زهرا، آنه، ستوده، آرین، نیلی، بهار(قهرم البته)، نسیم، miss bell، مائده و کلا همه :)
آندرومدآ ... ۱۰

وقتی در دوران امتحانات مستند زندگی پستانداران هم برات جذاب میشه...

 لب و لوچه آویزون، خاک بر سر، اشک در چشم، کتاب دینی تو دست، خیره به سقف، دهن باز:

وای دقت کردی چقققققد گچ بری های خونه مون خوشگلن؟

 امشب برای دومین دفعه توی عمرم کله پاچه رو امتحان کردم. اولین بار بچه بودم بابام مغزو کلااااا گذاشت تو نون بربری. جمعا اندازه یه کف دست شد و بی هیچ لطافتی کاملا چپوندش تو دهن من و منم وقتی اون مزه گس لعنتیشو حس کردم زدم زیر گریه و کاملا همرو پاچوندم بیرون :| و این شد که هیچ کس از اون به بعد در این مسئله بین من و کلپچ وساطت نکرد تا اینکه امروز منو گذاشتن در نقش مامور سر نرفتن کلپچ. و این شد که من تمام مدت با قیافه ای این چنینی >.< نگاه گوسفنده می کردم. و بالاخره تصمیم گرفتم یوخده کلپچ بخورم. در حد یه قاشق. ولی بالاخره آی دید ایت ^_^ ولی خیلی بدمزست جان من :( 

 البته ناگفته نماند که تا اومدم بزنم بر بدن، طوفان اومد و برق قطع شد :| #نحس

آندرومدآ ... ۱

حال و هوای من تا برنگردی برنمی گرده و تامام

 دو روز دیگه طاقت بیارم بدترین سال تحصیلی عمرم تموم میشه. فقط نمیدونم کی توی امتحانای پایان ترم، میدترم زبان میده. اونم سامیت -_- #سیاه_بختم :| 

 برقمون 60 بار امشب رفت -_- #چه_میکنه_این_هوا

 دلم دل دل می کنه که این ساعتای کذایی بگذرن حل شم توی ورد، توی نت گوشیم و اصن بمیرم تو اون حالت حتی! 

آندرومدآ ... ۹

خب به لطف ایزد منان فیزیک امسالم پاس شدیم :|

 بعد 5 روز و نصفی تعطیلی و فرجه برای امتحان فیزیک رفتم مدرسه. گفتم الان بچه ها کشتن خودشونو تو این چند روز با فیزیک. و در کمال تعجب ریحانه گفت آره بیبی شل کن اصن نگران نباش من توی این چند روز روبیک یاد گرفتم. مهدیه هم برگشت گفت آره منم دیشب شروع کردم هنوزم یه فصلو نخوندم. و اونجا بود که فهمیدم خدایی در هر زمینه ای شکست خورده باشم در زمینه دوست یابی محشرم ^~^ 

  ماه عسلو دیدین؟ بامزه بود :)) اون خانومه فیس و شخصیتش میکس دوتا از دوستامه. خدایی چرا قیافه من شبیه هیشکی نیست؟ :(

 من تو طول زندگیم از دو حالت خارج نیستم. یا گوشی دستمه یا دارم از مریضی می چرخم رو به قبله و همیشه هم از لحاظ مریضی افتضاحم و از دکتر هم میترسم :| این دفعه که مریض شده بودم دکتره میگفت دفترچه ت مال سال نود و پنجه. منم یه لبخند ژکوند زدم، زل زدم به خودکار دستش گفتم آمپول نمی زنما. اونم تو نگاهش یه خاک بر سرت با این قدتِ خفیفی بود منم نادیده گرفتم :)) الانم زارت وسط امتحانا صدتا مریضی رو باهم گرفتم.

 راستی جدیدا همه گیر دادن به قد من. آقا به خدا من قدم کوتاه نیست. من از کلاس اول همش اخرا بودم جون خودم. فقط نمیدونم چرا از ششم به بعد رشدم متوقف شد و افتادم وسط صف. وسط مایل به تو حلق ناظم اینا البته. اخرین بار یکی دو سال پیش قدمو اندازه گرفتم 163 بودم. ینی یکیم نداریم قدمونو بگیره -~-

 الان میگین چه دختر غرغروییه ولی خدایی حالم از مدرسه و امتحان داره به هم میخوره و دو امتحان چرت و حفظی هم موندن.. ادبیات و دینی (به قول هانیه هدیه های اسمانیییی :| یعنی هروقت این کلمه رو میگه از زور عصبانیت گریه م میگیره :| به جغرافی هم میگه مطالعات اجتماااااعیییی :| ای خدا من این درد بی درمونو به کی بگم؟؟ کی؟  )

آندرومدآ ... ۱۰

هلپ می گایز :))

امسال تابستون میخوام یه ساز یاد بگیرم.. و هییییچ پیشینه قبلی هم  در این مورد ندارم.. گیتار کمتر و سنتور و دف و تنبک علاقم بهشون بیشتره. سنتور به شدت سخته و الان برام زوده. حقیقتش می ترسم زده شم . از این گذشته یاد گرفتن اصول و قواعد نت و ایناش خودش کلی طول می کشه. سازهایی که سرو کارشون با نت و ایناس نه. خودم ترجیحم به دفه. ولی یوخده سر و صدا داره. ما هم آپارتمانمون جوریه که نفس می کشی همه میفهمن :| چی کار کنم ؟ ~-~

آندرومدآ ... ۱۳

It's unbelievable :|

یعنی الان تابستون نشده هنوز؟ شنبه امتحان داریم؟ پ چرا من انقد فاز تابستونم گرفته؟

آندرومدآ ... ۸

بعد یک ماه :|

 سلام :)) سابقه نداشته من یه ماه تو وبلاگم پست نذارم. نچ نچ این مدرسه چه می کند با این نوجوانان مفلوک. به شدت شنبه امتحان فیزیک دارم و رسما هیچی مسئله نمی تونم حل کنم. معلم فیزیک ما عم ماچالا ماچالا از دو حالت خارج نیست که! یا بر میداره مسئله میده. یا سوال تست هوش :| این چه عمل وقیحیه خب! انصافه من در کل سال تحصیلی بالاترین نمره فیزیکم 18 باشه -_- 

 ولی خدایی یه دقه به عرض من توجه کنید. من تا پارسال نهاااایت دغدغه م این بود که 20 نننننشم :||| حالا امسال میترسم ردددد شمممم رررردددد :| چه می کند این مدرسه نمونه دولتی با من مفلوک :|| بابا غلط کردم من همون مدرسه ساوجبلاغی خودمو میخوااام ایهالناس :| 

 تابستون می خوام برم دف یاد بگیرم. شایدم تنبک. اخه گیتار و سنتور هم خیلی دوست دارم ولی بخاطر نت و این داستانا خیلی می ترسم واقعا سختن واقعا! تصمیم گرفتم فعلا برم یه ساز ریتمی مثل همین دف و تنبک تا بعدا برم سراغ سازهایی که با نت سر و کار دارن. نمی خوام بخاطر سختی از ساز و موسیقی خسته شم. دف خوبه؟ :)) 

آندرومدآ ... ۶
متاسفانه وبلاگ قبلی به آدرس anothergalaxy.blog.ir به دلیل کهولت سن و آلزایمر نویسنده به ملکوت اعلی پیوست.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان